رسانه ها

خبرگزاری هنر آنلاین / دلبری: تلاش می‌کنم در سبک‎های مختلف حتی آب

خبرگزاری هنر آنلاین / دلبری: تلاش می‌کنم در سبک‎های مختلف حتی آب

دلبری: تلاش می‌کنم در سبک‎های مختلف حتی آبستره جواهر بسازم



 امیرحسین دلبری طراح جواهرات هنری می‌گوید: ابتدا اعتماد به نفس چندانی برای ارائه کارهایم نداشتم. جواهرسازی به شکل سنتی ‏اش مورد علاقه من نبود .می‌گوید: تلاش می‌کنم در سبک‎های مختلف حتی آبستره جواهر بسازم. تلاش در این حوزه برایم مهم است زیرا در مورد آن احساس مسئولیت می‏کنم.

سرویس تجسمی هنرآنلاین//

هشتمین نمایشگاه انفرادی امیر حسین دلبری در كنار نمایش ١٢٠ قطعه جواهرات هنرى ؛ رونمایی كتاب "جواهرات شاعرانه " او كه مشتمل بر گزیده اى از معروف ترین مجموعه هاى او در فاصله سال‌هاى ١٣٨٧ تا ١٣٩٢ است را نیز به همراه داشت. تازه ترین نمایشگاه این هنرمند که هم اکنون در گالری "روژ" برپا است بهانه گفت‌وگویی با او رافراهم کرد.

آقای دلبری سوالی که در مورد شما و همکارانتان وجود دارد این است که چرا شما این رشته را جواهرسازی هنری یا جواهرات معاصر می‏نامید؟ ما معمولا به چیزی جواهر می‏گوییم که سنگی قیمتی در آن به کار رفته باشد و کارهای شما تنها با فلزاتی مثل نقره ساخته می‌شود.

-باوجود اینکه دایره واژگان زبان فارسی بسیار غنی است اما در حوزه کاری ما گویا لغتی کم است. ما در زبان فارسی هم برای سنگ‏های قیمتی و هم برای دست‎ساخته‌هایی که سنگ قیمتی در آن به کار رفته است جواهر می‎گوییم. ممکن است فکر کنید که ما می‏توانیم از واژه "زیورآلات" به جای جواهر استفاده کنیم اما واژه زیورآلات بیشتر بدلیجات و کارهای ارزان‎قیمت را در ذهن تداعی می‏کند. جواهرات معاصر نیز ترجمه لغوی عنوان این رشته در انگلیسی و یک رشته هنری است که از دهه 80 در آمریکا و اروپا آغاز شده و بسیار گسترده است. این نوع جواهر بیشتر در گالری‎ها جای دارد و کمتر به شکل عمومی تولید می‌شود.

یک دلیل این موضوع هم شاید آقای کارهای آقای تناولی باشد که به شکل کوچک و به عنوان انگشتر و گردن‎بند ساخته شدند و به آنها جواهرات آقای تناولی می‏گویند و این احساس به وجود آمد که اینها جواهر هستند گرچه نگینی روی آنها وجود ندارد.

-این موضوع در مقدمه کتاب پرویز تناولی نیز آمده است. در این مقدمه آقای تناولی می‏گوید: نمی‌دانم جواهر نامیدن این کارها درست است یا خیر اما به دلیل جا افتادن این کلمه است که از آن استفاده می‏کنم. بخش دیگری از این مسئله این است که اگر به معنی لغوی آن دقت کنیم می‌بینیم کلمه جواهر که از ریشه جوهر ساخته شده است به شیئی اشاره دارد که درون‏مایه و جوهری دارد. اما در واقع از نظر من آن سنگ فقط یک سنگ قیمتی است اما جوهر و درون‏مایه در هنر معاصر از اهمیت بیشتری برخوردار است. این موضوع را در نقاشی نیز می‏توان دید در نقاشی کلاسیک هنرمند یک پرتره را با تمام جزییات خلق می‏کرد اما امروز هنرمندان معاصر با دم دستی‎ترین متریال اثری هنری خلق می‏کنند زیرا برای آنها تنها مفهوم و درون‏مایه ‏ای که درباره آن صحبت می‌کنند اهمیت دارد. در این حوزه نباید فراموش کنیم که آقای تناولی تسلط بسیار بیشتری در حوزه هنرهای تجسمی داشته و کارهایشان از این نظر که در عین مدرن بودن ایرانی نیز هست اهمیت دارند.


کمی درباره سابقه هنری‎تان صحبت کنید. شما در سایر رشته‎های تجسمی مثل حجم هم کار کرده‎اید؟

-من دوم ابتدایی بودم که نام مرا در کلاس خوشنویسی نوشتند. کمی که بزرگتر شدم به کلاس سفالگری حجم رفتم و در این زمینه نیز کار کردم. شغل خانوادگی ما جواهرسازی بود اما از آنجا که این کار خیلی خشک و بازاری است من علاقه چندانی به آن نداشتم. سال‌ها بعد شروع به ساخت کارهایی کردم که ترکیبی از حجم و سفال و جواهرسازی بود. البته من این کارها را ارائه نمی‌کردم چون خیلی مخاطب پسند نبودند. در همین زمان بود که با دوستی که در ایتالیا تحصیل کرده بود آشنا شدم. او وقتی کارهای مرا دید گفت این همان هنری است که در اروپا به آن جواهرسازی معاصر می‏گویند و تو نوع ایرانی آن را انجام می‎دهی. این موضوع باعث شد روی این شیوه بیشتر کار کنم. این شیوه بسیار نو بود و من در ابتدا اعتماد به نفس چندانی برای ارائه کارهایم نداشتم، بیشتر کارها با قیمت پایینی به فروش می‏رسید و من تنها به دنبال این بودم که مخاطب با کارهایم آشنا شود. به مرور و با ساخت مجموعه خوشنویسی کارم روند صعودی ملایمی داشت و در مجموع آثارم از سوی مخاطب دیده شد.

یعنی شما مستقیم از جواهرسازی شروع کردید و در زمینه حجم به شکل جدی کاری نکرده‎اید؟

-چرا من حجم را با استادان مختلفی کار کرده بودم اما شغلی که برای کسب درآمد انتخاب کردم جواهرسازی بود. گفتم جواهرسازی به شکل سنتی ‏اش مورد علاقه من نبود به همین دلیل بیشتر به حجم و خوشنویسی علاقه داشتم. در نهایت ترکیب این دو باعث شد که کارهای من در زمینه جواهرات هنری شکل بگیرد.

از کارهای شما پیداست که سابقه‏‌ای از حجم پشت آنها وجود دارد اما آیا شما خودتان نسبتی میان حجم و جواهرسازی می‏بینید؟

-هدف من از ابتدا این بوده که آثار از مجسمه دور نشوند و البته حجم‎هایی کاربردی باشند که بتوان در زندگی روزمره از آنها استفاده کرد. در مورد بسیاری از کارها می‏توان گفت که بیشتر از آنکه جنبه راحتی آنها دارای اهمیت باشد به ویژگی‎های هنری توجه شده است.

کمی درباره شکل تولید آثارتان صحبت کنید. از جواهری که ما آن را به عنوان جواهر هنری می‏شناسیم چه تعداد ساخته می‌شود؟

-ما حداکثر از هر کار 20 نسخه تولید می‌کنیم. دلیل این موضوع ین است که قیمت اثر پایین‎تر بیاید و مخاطب راحت‏تر بتواند آنها را تهیه کند. اما نسخه‎های سه و پنج‌تایی نیز در میان آثارم وجود دارد. البته کارهای تک‏نسخه‏ای نیز هست که مخاطبان خودش را دارد. البته یک سری از کارها هستند که قابلیت تکثیر دارند اما در مقابل در مجموعه جدیدم کارهایی نیز وجود دارند که حتی اگر بخواهم نمی‏توانم دوباره عین آنها را خلق کنم مثل یک تابلوی نقاشی که نمی‌توان از روی آن نسخه دومی خلق کرد. یک موضوع را نیز در نظر داشته باشید؛ من هم مانند بسیاری از هم‎دوره‎ای‌هایم می‎توانستم از ایران بروم اما ترجیحم همیشه این بوده است که بمانم به همه دوستان و اطرافیانم نیز توصیه می‏کنم که در ایران بمانند زیرا اگر همه بخواهند بروند سرانه فکری کشور افت می‏کند. جواهرسازی ایران در معرض نابودی است و کسانی که در این زمینه کار می‎کنند نباید به بهای کمی راحت‏تر زندگی کردن آن را به حال خود رها کنند. در مورد تیراژ کار این نکته را نیز بگویم به عنوان کسی که می‌خواسته جواهرسازی معاصر را معرفی کند از خواسته‎هایم خودم کوتاه آمده‎ام و حتی خوشنویسی را به دلیل جلب مخاطب انتخاب کردم چون عقیده دارم مخاطب باید پله پله با این هنر آشنا شود. انتخاب خوشنویسی آگاهانه بوده است. در بسیاری از هنرهای ایرانی همیشه خوشنویسی بوده است و جزو علاقه مردم است. ادبیات نیز چنین خصوصیتی دارد به همین دلیل انتخاب این دو در کنار هم بهترین راه بود که جواهرات معاصر را به مخاطب معرفی کنم.

عضویت در خبرنامه گــروه الف‌دال