درباره الف دال

درباره الف دال

برند «الف دال» در سال ١٣٨٤ به طور رسمى فعالیت خود را آغاز كرد اما تاريخ اين برند جواهرسازى به دوران نوجوانى تا امروز اميرحسين دلبرى گره خورده است. دلبرى متولد سال ١٣٦١ در شهر سبزوار است. شغل خانواده پدری او جواهرسازى بود و او مانند بسيارى ديگر از نوجوانان دهه ٧٠، تابستان‌ها يا هر زمانی كه وقت مي‌شد جواهرسازى مي‌كرد. در نگاه دلبرىِ نوجوان جواهرسازى يك شغل بود مانند همه شغل‌های دیگر. با این همه، علاقه او به هنر و به‌ويژه ادبيات باعث شد تا او در كنار کار در جواهرسازی خانواده پدری، دست به طراحى جواهرات هنرى بزند؛ جواهراتی که با کارهایی که تا آن موقع می‌کرد کاملا متفاوت بودند. شايد نقطه شكل‌گيرى «الف دال» را بايد در همين دوران جست‌وجو کرد. دوستى كه از ايتاليا آمده بود او را متوجه اين موضوع کرد كه كارهاى او در زبان بين‌المللى جواهرات معاصر نام دارند. همين نكته باعث شد تا دلبرى جديت بيشترى به خرج دهد. او آثار هنری‌اش را با نام «الف دال» امضا می‌کرد و این موضوع دو دليل ويژه داشت: اول اينكه در آن دوران دلبرى را به دليل فعاليت‌هايش در كنار خانواده پدری، يك جواهرساز تجارى مي‌شناختند و او دوست داشت با نام ديگرى در فضاى هنرى حضور داشته باشد. از طرفى خانواده او همانند بسيارى از خانواده‌هاى سنتى ايرانى خيلى به فعاليت‌هاى پسرشان در حوزه هنر علاقه نداشتند و الف دال باعث مي‌شد كارهاى هنرى دلبرى خيلى در خانواده شناخته نشوند.

علاقه به طراحى جواهرات غيرتجارى و هنرمندانه باعث توسعه كارهاى او شد. آثارش را در نمايشگاه‌ها و ايونت‌هاى مختلف به نمايش مي‌گذاشت تا كم‌كم نامى براى خود دست و پا كرد. در اوايل دهه ١٣٨٠ جواهرسازى ديگر تمام وقت او را مي‌گرفت و اين‌گونه بود كه «الف دال» در سال ١٣٨٤ زاده شد. او در این باره می‌گوید: «در این دوران بود که به‌تدریج به‌عنوان یک هنرمند جواهرساز شناخته و پذیرفته شدم. این دوران مصادف است با اوایل دهه 1380 شمسی. در سال 1384 جواهرسازی و تولید جواهر هنری تبدیل به کار تمام‌وقت من شد. دیگر الف دال نسبت به نام من یعنی امیرحسین دلبری شناخته‌شده‌تر شد و در آن دوران افراد زیادی بودند که بیشتر برند را می‌شناختند تا نام من. از این‌جا بود که برند الف دال به صورت رسمی آغاز شد».


«الف دال» و ادبیات

آثار «الف دال» ارتباط تنگاتنگى با ادبيات دارند. اما ريشه اين ارتباط در كجاست؟ دلبرى خودش در اين مورد مي‌گويد: «من در مدیوم‌های هنری زیادی کار کردم که یکی از مهم‌ترین آن‌ها نوشتن داستان و شعر بود که در این دو حوزه دستاوردهای خیلی مهمی نداشتم. واقعیت این بود که من در ادبیات رشد عجیبی نداشتم. حتی در آن زمان با خودم فکر می‌کردم در صورت چاپ کارها مگر چند نفر ممکن است آن‌ها را بخوانند. علاقه من به ادبیات و از طرفی انگیزه ایجاد آشتی مردم با ادبیات باعث شد تا ایده ساخت جواهراتی که در آن ادبیات و به‌ویژه شعر در آن عنصر اصلی است در ذهنم شکل بگیرد. در واقع تلاش کردم به شعر در جواهرسازی فرمی تازه ببخشم و از این طریق افق‌های معنایی تازه‌تری خلق کنم».


تنوع آثار «الف دال»

جواهرات «الف دال» چه در فرم و چه در استفاده از متريال و تكنيك‌هاى مختلف بسيار متنوع‌اند. دليل اين تنوع نوع نگاه دلبرى به طراحى است. ايده‌هاى ساخت جواهرات از دغدغه‌هاى دلبرى بيرون مي‌آيند. شعرى كه دوستش داشته باشد، مفهومى در شعرى كه او را درگير خود كرده، فكرهاى روزمره و ... همگى محتواهايي‌اند كه به نگاه دلبرى به طراحى شكل مي‌دهند. به همين دليل هم هست كه او تفاوتى ميان جواهراتش با مجسمه‌هايش نمي‌بيند. در اين باره مي‌گويد: «اعتقاد من این است آثاری که در الف دال طراحی می‌شوند چیزی کم از یک اثر هنری ندارند. همان زمان و وسواسی که برای خلق یک اثر هنری گذاشته می‌شود در طراحی و تولید جواهرات الف دال نیز به‌کار می‌رود. برای نمونه من آثاری دارم که هم نسخه جواهر آن‌ها را ساخته‌ام و هم مجسمه آن‌ها را. در واقع در الف دال مجسمه‌ها در ابعاد جواهرات ساخته می‌شوند تا قابل پوشیدن باشند، مانند اثر تولد که هم مجسمه آن ساخته شده و هم نمونه کوچک آن به‌عنوان جواهر. همچنین اگر عکس خیلی از کارهای من را ببینید و ابعاد آن را ندانید کاملا مشابه یک مجسمه هنری است و این مجسمه با ابعاد کوچک و با تمهیدی مشخص به‌گونه‌ای اجرا شده که قابل پوشیدن باشد. اینکه می‌گویم کارهای من اثر هنری است صرفا به دلیل استفاده از خوشنویسی و المان‌های هنری و تجسمی نیست. امروز ممکن است ما آثاری در حوزه فشن و مد ببینیم که در آن‌ها از خوشنویسی استفاده شده اما آن‌ها در زمره اثر هنری قرار نمی‌گیرند. مسئله این است که فرم‌ها و ترکیب‌بندی‌ها، ایده‌ها و شکل‌ها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند و حامل مفاهیمی‌اند تا آثار الف دال تبدیل به اثر هنری قابل پوشیدن شوند».

محتوا براى دلبرى اهميت زيادى دارد و وقتى محتوا در ذهنش شكل خود را پیدا می‌کند، تصميم مي‌گیرد بهترين فرم ارائه اين محتوا چگونه است. در نتيجه هر متريال و هر تكنيكى كه بهترين فرم ارائه را عرضه كنند استفاده مي‌شود. طلا، برنج و نقره يا تكنيك‌هاى سوزن‌دوزي سيستان‌و‌بلوچستان يا ميناكارى كوره‌اى همگى بهانه‌اي هستند براى انتقال دغدغه‌های او. خودش می‌گوید: «خیلی محدودیتی برای کار با متریال قائل نیستم. در واقع متریال کمکی است برای انتقال مفهوم کار و هر متریالی در این زمینه مناسب‌تر باشد از آن استفاده می‌کنم. فقط از فلزات و سنگ‌های گران‌بها استفاده نمی‌کنم و این موضوع در جواهرات معاصر غربی نیز رایج است. با این حال در ایران فرهنگ غالبی است که باعث می‌شود بیشتر از برنز، نقره و طلا استفاده کنم اما خودم را محدود به این فلزات نمی‌کنم. برای مثال من از سوزن‌دوزی سیستان و بلوچستان یا میناکاری کوره‌ای برای اضافه کردن رنگ به کارها استفاده می‌کنم».


فعالیت‌های دیگر

اميرحسين دلبرى علاوه بر طراحى علاقه زيادى هم به نوشتن دارد. در ساليان قبل‌تر داستان می‌نوشته و شعر مي‌گفته و اكنون درباره جواهرات مي‌نویسد. كتاب‌هاى نوبت عاشقي، اين‌گونه شيوه‌هاى مدارا و جواهرات شاعرانه كتاب‌هايى‌اند كه در اين سال‌ها منتشر كرده است. الف دال از سال ١٣٨٤ تاكنون به حيات خود ادامه داده است. توليد جواهرات مختلف در تعداد مشخص، ارائه مجموعه‌هاى مختلف، برگزارى نمايشگاهى گوناگون و ... دائما در «الف دال» انجام می‌شوند. شوروم و آتليه «الف دال» در خيابان ستارخان قرار دارد. همه فرايندهاى طراحى و توليد در مجموعه «الف دال» اتفاق مي‌افتد و طراحى، اجراى نرم‌افزارى، ساخت، عكاسى، تبليغات و ... همگى در کارگاه و آتلیه این برند انجام مي‌شوند.

عضویت در خبرنامه گــروه الف‌دال